آیا کسی از دیدن گل سیر خواهد شد ؟
آیا کسی در صحبت گل پیر خواهد شد ؟
...
من دل به زیبایی ، به خوبی می سپارم ، دینم این است
من مهربانی را ستایش می کنم ، آیینم این است
من رنجها را با صبوری می پذیرم
من زندگی را دوست دارم
انسان و باران و چمن را می ستایم
انسان و باران وچمن را می سرایم .
در این گذرگاه
بگذار خود را گم کنم در عشق ، در عشق
بگذار ازین ره بگذرم با دوست ، با دوست ...
"ف.مشیری "
با خدای خویش آشنا گرد ، که غریبی که به شهر آشنایی دارد با کسی ، آنجا قوی دل تر
بود .
کشاورزی بود که الاغ پیری داشت . روزی الاغ در چاه نزدیک منزل سقوط کرد .کشاورز چون از
الاغ پیر دل کنده بود و بیرون آوردن او را از ته چاه مقرون به صرفه نمی دانست ، از همسایه ها
خواست تا چاه را با خاک پر کنند که هم الاغ مدفون شود و هم بوی تعفن او فضا را آلوده نکند.
همسایه ها خاک آوردند و شروع به پر کردن چاه نمودند.
هر بار که سطل پر از خاک را داخل چاه می ریختند ، الاغ پیر برحسب عادت برمی خاست ،خودش
را تکان می داد و سر پا می ایستاد . با این کار خاکها در اطراف او می ریخت و او روی آنها
می ایستاد .
نتیجه آن شد که کم کم ارتفاع چاه کمتر شد و الاغ پیر با تکیه بر اصل " خودت را تکان بده و سر
پا بایست " موفق شد از چاهی که قرار بود مدفنش شود ، نجات یابد .