تبليغاتX
یک نکته از این معنی ...
من خویش مهر و دوستی ام نه قرابت و نزدیکی ."بزرگمهر"
 

هرازگاهی توقف در ایستگاه بین راه ، فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن

به راهی که پیش روست . گاهی برای رسیدن باید نرفت .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:3  توسط  سروچمان   | 
 

از رنج کشیدن آدمی حر گردد         قطره چو کشد حبس صدف در گردد

گر مال نماند سر بماناد به جای       پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:15  توسط  سروچمان   | 
 

در سکوت ماندن ،فقط حرف نزدن نیست ،گوش را برای شنیدن تمام صداهای اطراف تعلیم دادن

است. همان طور که استاد می تواند در میان موسیقی ارکستر ،فلوتی را که خارج می نوازد ،

تشخیص دهد،به همین شیوه باید شنوایی خود را تربیت کنیم ، تا بتوانیم صدای خدا را در میان

این بازار مکاره بشنویم .

انسان مدرن سکوت را بسیار آزار دهنده می داند . ساکت ماندن را دشوار می یابد، همیشه

بی قرار است و می خواهد کاری بکند ، توصیه ای بکند ،وظیفه ای پیش پای خودش  بگذارد و در

آخر برده ی اجبار خودش برای عمل شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 12:59  توسط  سروچمان   | 
 

خدایم  گواه است که من نیز مثل خیلی از دوستان و عزیزان دوست داشتم تمام کارهای نباید

و حرفهای نشایدی را که از بدو تولد داشته ام ، پاک کنم یا از خاطر ه ها حذف کنم . از عزیزانی

 که این کار را به هر نحوی انجام داده اند ! تقاضا میکنم مرا بی نصیب نگذارند.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:45  توسط  سروچمان   | 
 

هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده ، مگر وقتی ک پایم برهنه

مانده و استطاعت پای پوشی نداشتم . به جامع کوفه ذرآمدم دلتنگ. یکی را دیدم پای نداشت .

سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم .

مرغ بریان به چشم مردم سیر            کمتر از برگ تره بر خوان است

وانکه را دستگاه و قوت نیست            شلغم پخته مرغ بریان است

 

                                                                                                  "گلستان سعدی "

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 22:22  توسط  سروچمان   |